نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۴ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما جمله جهان مصحف رخسار تو دیدیم

برهر ورقی آیت انوار تو دیدیم

در میکده و دیر و کلیسا مغ و ترسا

مشتاق تو و طالب دیدار تو دیدیم

گر کافر بی دین و گر مؤمن دین دار

ما جمله مطیع تو و درکار تو دیدیم

ما از سر تحقیق و یقین در همه ذرات

کردیم نظر جمله طلبکار تو دیدیم

هرکس بگمان بوبرد ازسر تو ولیکن

ما دل بیقین واقف اسرار تو دیدیم

حقا که سزاوار جفای غم عشقت

جان و دل عشاق وفادار تو دیدیم

جانا ز اسیری چو شدی فارغ و آزاد

اغیار جهان را همگی یار تو دیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و ارادت به معشوق اختصاص دارد. شاعر بیان می‌کند که در هر گوشه‌ای از جهان، حتی در مکان‌های مختلف مثل میکده، کلیسا و دیر، همه به دنبال عشق و دیدار معشوق بوده‌اند. او اشاره می‌کند که چه کافران و چه مؤمنان در عمل به خواسته‌های معشوق مطیع بوده‌اند و همه در جستجوی حقیقت عشق هستند. شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که هر کسی ممکن است از روی گمان تصور کند که به حقیقت عشق دست یافته، اما او به درستی از اسرار معشوق آگاه است. در نهایت، شاعر از آزاد شدن معشوق از اسارت و محبت وفاداران به او سخن می‌گوید.