نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۵ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

من درون درد درمان یافتم

در حجاب کفر ایمان یافتم

سالها رفتم براه جست و جو

تا فراق و وصل یکسان یافتم

در نقاب جمله ذرات کون

حسن او پیدا و پنهان یافتم

آنکه بیرون از دل و جان جستمش

عاقبت هم در دل و جان یافتم

هرچه دارد نقش هستی در جهان

در لباس جمله جانان یافتم

تاکه گشتم محو مطلق در فنا

در سلوک راه پایان یافتم

در بدر گردیدم و جستم خبر

زین گدائی بوی سلطان یافتم

حق به نقش ما و تو دارد ظهور

مظهر واجب چو امکان یافتم

من اسیری در بقا بعدالفنا

مظهر کل بحر عمان یافتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به سفر روحانی و جستجوی معنایی عمیق اشاره دارد. شاعر در ابتدا از درد و رنج سخن می‌گوید که در آن درمانی یافته است. او از کفر به ایمان رسیده و پس از سال‌ها جستجو، متوجه می‌شود که فراق و وصل در حقیقت یکسان‌اند. در می‌یابد که در هر ذره از وجود، زیبایی خداوند نهفته است و آنچه که در خارج از دل و جانش جستجو کرده، در خود او نیز موجود است. او به این شناخت می‌رسد که همه چیز در این جهان بازتابی از معشوق واقعی است و در این راه، خود را محو و فانی در مطلق می‌یابد. در نهایت، شاعر به حقیقت می‌رسد که او در بقا پس از فنا وجود دارد و وجودش مظهری از حقیقت بزرگ‌تر است.