نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۶ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زنگ دویی ز آینه دل زدوده‌ایم

تا حسن جان‌فزای تو با تو نموده‌ایم

همچو کلیم تا که به طور دل آمدیم

انی اناالله از همه عالم شنوده‌ایم

در گلشن وصال چو شاهان به عیش و ناز

دایم حریف شاهد و پیمانه بوده‌ایم

بگذار ای رقیب مرا با جفای دوست

ما یار خود به جور و وفا آزموده‌ایم

گفتم که عشق ما به تو هردم فزون چراست

گفتا از آنکه ما به ملاحت فزوده‌ایم

گفتم به دیر و کعبه چرا روی کرده‌اند

گفتا از آنکه ما همه جا رو نموده‌ایم

گفتم که پیر میکده این در چه بسته؟

گفتا اسیریا که درآ در گشوده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و ارتباط عمیق خود با معشوق سخن می‌گوید. او از کنایه‌های معنوی استفاده کرده و به سفر روحانی خود اشاره می‌کند. شاعر به گوشه‌ای از دل و دل‌تنگی‌ها پرداخته و بیان می‌کند که همواره در جستجوی دوست و همراهی با معشوق بوده‌اند. همچنین او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره کرده و می‌گوید که عشقشان همواره در حال افزایش است. شاعر از پاسخ به سؤالاتش درباره عشق، مکان‌های مقدس و محدودیت‌ها می‌گوید و در نهایت تأکید می‌کند که درب عشق همواره برای آنها گشوده است.