شمارهٔ ۳۶۵ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
حان الرحیل مابر دلدار میرویم
لاخوف گو بعشق چو همراه می شویم
هرگز نظر بدنیی و عقبی نیفکنیم
ترک همه گرفته پی یار می رویم
ما طالبیم و در پی مطلوب روز و شب
دایم چو سایه از پی آن نور می دویم
مشتاق حسن روی نگاریم آنچنان
کز شوق یکنفس به شب و روز نغنویم
مطرب بنای، دم زدم عشق می دمد
تا سر عشق از نفس نای بشنویم
تا کی ز عشق و عاشق کهنه کنی حدیث
عشقم بنو ببین که کنون عاشق نویم
معشوق و عاشق ار چه بمعنی یکی بود
بنگر اسیریا که به معنی یکی دویم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره سفر عاشقانه و جستجوی معشوق است. شاعر از عشق و شوق خود به محبوب میگوید و بیان میکند که بیهیچ نگرانی و ترسی در راه عشق حرکت میکند. او هر روز و شب در پی محبوب قهرمانیش است و در هر لحظه به عشقش میاندیشد. شاعر اشاره میکند که عشق و عاشقی حالتی نوین دارد و به رغم آنکه معشوق و عاشق به ظاهر یکی هستند، در حقیقت هر یک جهان متفاوتی دارند. در کل، این شعر احساسی و پر از تمایلات عاشقانه و longing (دلتنگی) است.