نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۶ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در طریقت رهروان را رهنمایی می‌کنم

در حقیقت عارفان را پیشوایی می‌کنم

گر شدم بیگانه از جان و جهان در عشق او

لیک با جانان همیشه آشنایی می‌کنم

گرچه در صورت گدا و رند و قلاش آمدم

لیک در معنی به عالم پادشایی می‌کنم

پادشاه ملک فقرم تخت استغنا مراست

چون گدایان بر درِ او گر گدایی می‌کنم

تا گرفتارم به مایی در شمایی کی رسم

چون شدم آزاده از مایی شمایی می‌کنم

زاهد از تقلید منشین در پس در بیش ازین

خانه تحقیق را چون دَرگشایی می‌کنم

از دم عیسای عرفان مردگان جهل را

ای اسیری روح‌بخشی جان‌فزایی می‌کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان تجربیات و دیدگاه‌های خود درباره عشق و عرفان می‌پردازد. او خود را به عنوان راهنمایی برای رهروان طریقت معرفی می‌کند و عارفان را پیشوایانی می‌داند. با وجود اینکه ممکن است ظاهراً گدا و بی‌چیز به نظر برسد، در باطن به مقام پادشاهی دست یافته و در عشق، همیشه به خالق خود نزدیک و آشناست. او به زاهدان هشدار می‌دهد که فقط از تقلید دوری کنند و به تحقیق و جستجوی حقیقت بپردازند. شاعر در نهایت اشاره می‌کند که از طریق تجربیات عرفانی، به دیگران توانایی روح بخشی و آگاهی بیشتری می‌دهد.