نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۸ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حج من سوی تو آمد طوف کویت کعبه‌ام

دیدن دیدار تو باشد صفا و مروه‌ام

جامه احرام من باشد تجرد از هوا

لازم درگاه تو بودن همیشه وقفه‌ام

حاجیان را گرچه باشد هدیه بد نه پیش تو

در هوایت کشتن نفس و هوا شد هدیه‌ام

رو به سوی هرکسی دارند در هر ملتی

کعبه ما کوی یار و روی او شد قبله‌ام

شد نماز و ورد من ذکر جمال روی او

دل ز یاد غیر خالی کردن آمد روزه‌ام

دیدن دیدار دلبر هست عید من

جان و دل ایثار کردن پیش جانان فطره‌ام

ای اسیری جمله عشاق جانبازان بدند

جان به عشق دلبر افشان گو که من زین زمره‌ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی عشق و ارادت به خداوند و معشوق را توصیف می‌کند. شاعر با بیان اینکه حج به سوی خداوند آمده و طواف کعبه، به ملاقات معشوق تشبیه می‌کند. او از لباس احرام به عنوان نمادی از خلوص و دوری از دنیا یاد می‌کند و دائمی بودن درگاه خدا را ضروری می‌داند. همچنین، او بیان می‌کند که برای حاجیان، حتی اگر هدیه‌ای نباشد، خود را در عشق و نفْس‌کشی تقدیم می‌کنند. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که قبله‌اش عشق یار و ذکرش جمال اوست و خالی کردن دل از یاد غیر را روزه‌ای می‌داند. در نهایت، او بودن در زمره عاشقان و جانبازان عشق را افتخار می‌داند و جان را به خاطر محبوب تقدیم می‌کند.