شمارهٔ ۳۸۱ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دو عالم پرتوی از نور ذاتم
جهان روشن ز خورشید صفاتم
منم عنقای قاف بی نشانی
که در هر جای و بی جای و جهاتم
من آن خورشید اوج لامکانم
که تابان از جمیع کایناتم
منم آن منبع رحمت که باشد
دو عالم زنده از بحر حیاتم
بود ظاهر برای چشم بینا
ز مرآت دو عالم عکس ذاتم
برون از وصف امکانم بباطن
بظاهر گرچه عین ممکناتم
ز اسما و صفات از فصل(و)وصلم
زروی ذات جمع هر شتاتم
برویم کافر و مؤمن کند روی
که من هم کعبه و هم سومناتم
بجز بینا نمی بیند اسیری
جمال نوربخش مبهماتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف وجود الوهی و ویژگیهای الهی پرداخته است. شاعر خود را به عنوان منبع نور و رحمت معرفی میکند که همه موجودات را زنده میسازد. او به بالاترین درجات وجود اشاره میکند و خود را به عنوان خورشید و عنقای قاف مینامد. این وجود الهی، جامع صفات و اسماء است و به همه جا و هیچ جا تعلق دارد. شاعر میگوید که تنها چشم بینا میتواند زیبایی و جمال او را درک کند و در واقع اشاره به وحدت وجود دارد که در آن، مؤمن و کافر هر دو از نور الهی بهرهمند هستند.