شمارهٔ ۳۸۴ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما رند خراباتی بی نام و نشانیم
صد خرمن ناموس بیک جو نستانیم
ما را بکتابی نبود حاجت ازآن رو
کاسرار جهان از ورق روی تو خوانیم
دیدیم ز ذرات جهان عکس جمالت
زان روی دو کون آینه روی تو دانیم
برچشم حقارت منگر صورت مارا
زیرا که بمعنی همگی جان جهانیم
پیدا بود از کون و مکان پرتو ذاتم
در پرده اسما و صفت گرچه نهانیم
در بحر وجودم دو جهان نقش حبابست
دریای محیطیم که بی قعر و کرانیم
گه مطلقم و گاه مقید ز اسیری
گاهی دگر آزاده ز هر نام و نشانیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بینام و نشانی خود اشاره میکند و بیان میکند که از جهل و ناموس فاصله دارند. آنها به کتابی نیازی ندارند، چراکه اسرار جهان را از روی معشوق خود میخوانند. شاعر تأکید میکند که زیبایی معشوق در تمام ذرات جهان منعکس است و نباید به ظاهر او توجه کنند، زیرا آنها خود به معنای عمیقتری از وجود دست یافتهاند. وجود آنها در عین حال که در پرده است، حقیقتی غنی و بینهایت دارد. شاعر خود را گاه آزاد و گاه مقید میداند، اما در نهایت به وحدت و آزادی روحی دست مییابد.