نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۰ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما رند خراباتی میخواره و مستیم

در عشق تو ازننگ و ز ناموس برستیم

بیگانه ز صبر و خرد امروز نبودیم

ما عاشق دیوانه هم از روز الستیم

از ما مطلب زهد و ورع کز پی شاهد

در کوی خرابات چو ما باده پرستیم

باآنکه ز بالای فلک مرتبه ماست

در کوی غم عشق تو بینی که چه پستیم

ما شیشه سالوس و ریا از سر اخلاص

در عشق تو برسنگ ملامت بشکستیم

ترسا بچه از دیر مغان روی نمود

ترسا شده زنار بعشق تو ببستیم

شکرانه اسیری که بتحقیق چو رندان

از ورطه شیادی و تقلید بجستیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف خود به عنوان یک رند خراباتی و می‌خواره می‌پردازد. او می‌گوید که در عشق معشوقش از قید و بندهای اجتماعی و اخلاقی رها شده است و امروز هیچ صبوری یا خردی در او وجود ندارد. او به عشق دیوانگی اشاره می‌کند که از زمان "الست" آغاز شده و بیان می‌کند که مسلمانان زاهد و پرهیزگار نمی‌توانند در کوی خراباتی‌ها، جایی که باده پرستیده می‌شود، درک کنند. شاعر بر این نکته تأکید دارد که با وجود مقام بلندش، در عشق معشوقش به حالتی درمانده و پست افتاده است. او همچنین به نقد ریاکاری و دنیا طلبی می‌پردازد و نشان می‌دهد که در عشق واقعی، صادق بوده و از تقلید و شیادی رهایی یافته است. در نهایت، او از شرایط عاشقانه‌اش و پذیرش عشق بدون قید و شرط صحبت می‌کند.