شمارهٔ ۳۹۹ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام
پیوند گیسوی تو شده جان خاص و عام
ذرات حامدند و تو محمود عالمی
زان در جهان محمد و احمد شدی بنام
چون در مقام قرب تو کس را نبود راه
جبریل هم ز پیش تو آرد بتو پیام
بهر کمال نورالهی نمود دور
آخر بنقطه تو شد این دایره تمام
زان انشقاق مه بجهان گشت معجزه
کو را بانشراح دلت نسبتی است تام
عکس رخ چو ماه تو و زلف شب مثال
در آینه جهان بنمودست صبح و شام
هستی تو خواجه دو جهان و همه جهان
از جان شدند همچو اسیری ترا غلام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عظمت و جایگاه ویژه یکی از شخصیتهای بزرگ دینی و معنوی نوشته شده است. شاعر به پیوند عمیق میان وجود این شخصیت و تمام هستی اشاره دارد و میگوید که دیگران نیز تحت تاثیر نور و وجود او قرار دارند. او به مقام قرب و نزدیکترین ارتباط با خداوند اشاره کرده و میگوید که حتی جبرئیل نیز در حضور او ناتوان است. در نهایت، تمام هستی و موجودات به نوعی در برابر این شخصیت تسلیم شده و او را گرامی میدارند. این شعر به زیبایی به مظاهر نور، کمال و محبوبیت او در میان مردم اشاره میکند.