شمارهٔ ۴۰۷ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
من ذات بحت مطلقم، هم وصف و هم اسماستم
هم نقش موج و قطره ام، هم جوی و هم دریاستم
اول منم، آخر منم، باطن منم، ظاهر منم
غایب منم، حاضرمنم، یکتای بی همتاستم
وحدت منم، کثرت منم، معنی منم، صورت منم
هم نور و هم ظلمت منم، پنهان و هم پیداستم
ساکن منم، سایر منم، بی بال و پرطایر منم
در دورها دایر منم، چون قطب پابرجاستم
علوی منم، سفلی منم، دنیی منم، عقبی منم
حجت منم، دعوی منم، عین همه اشیاستم
عالم منم، آدم منم، هم شادی و هم غم منم
هم درد و هم مرهم منم، هم لا و هم الاستم
جنی منم، انسی منم، هم عرش و هم کرسی منم
هم عالم قدسی منم، نور جهان آراستم
عالم منم، عامل منم، عارف منم، واصل منم
مرشد منم، کامل منم، هم مونس دلهاستم
هم شک و هم ایقان منم، هم منع و هم احسان منم
هم کفر و هم ایمان منم، هم مؤمن و ترساستم
بی جا و در هر جا منم، در هر دلی دانا منم
در دیده ها بینا منم، در هرزبان گویاستم
هم زاهدم بی شور و شر، هم عاشقم بی پاو سر
هم از اسیری بیخبر، هم رند ناپرواستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عمیقترین مفاهیم وجود و وحدت است. شاعر به توصیف ذات خداوند و صفات او میپردازد، اظهار میکند که خداوند هم در تمامی موجودات هست و هم خود را در آنها به نمایش میگذارد. او هم در عالم ظاهر است و هم در عالم باطن، و تمامی صفتها و متضادها را در بر میگیرد. به نوعی، شاعر به وحدت وجود اشاره میکند و تلاش میکند به خواننده بگوید که همهچیز در حقیقت یکی است و در عین کثرت، وجودی یکپارچه و بیهمتا وجود دارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که تمامی حالات انسانی، احساسات و ویژگیها از خداوند سرچشمه میگیرد و خود خداوند در تمام آنها جلوهگر است.