شمارهٔ ۴۲۰ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عاشقیم و رند و بی نام و نشان
در فنای عشق جانان جان فشان
واله و شیدای حسن روی دوست
مست جام وصل و فارغ از جهان
با چنان رخسار و حسن جانفزا
کی مرا پروای حورست و جنان
در هوای وصل او طیران کند
شاهباز جان ما در لامکان
وه چه عیش است این که دستم داده است
در کنارم شاهد و می در میان
دولت وصلش چو فریادم رسید
از بلای هجر گشتم در امان
چون ببزم وصل او دیدم فنا
یافتم از وی بقای جاودان
در قمار عشق جانان باخته
نقد و جنس کفر و دین و جسم و جان
هم بیمن دولت وصل حبیب
شد اسیری در دو عالم کامران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به بیان احساسات عمیق عاشقانهاش میپردازد. او از عشق و شوق نسبت به معشوق سخن میگوید و میگوید که چنین عشق و وصالی به او آرامش و خوشی میبخشد. در این عشق، همه چیز برایش بیاهمیت مینماید؛ نه به حور و بهشت فکر میکند و نه به دنیا. او در عشق خود غرق شده و این حال را عیش و خوشی میداند. در نهایت، شاعر از باختن همه چیز در قمار عشق صحبت میکند و به نوعی اسیری در این عشق را نشانهای از کامیابی میداند.