نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۱ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تا بما دیدی جمال خویشتن

واقفی کلی ز حال خویشتن

عشق در آئینه روی خویش دید

گشت مفتون برجمال خوریشتن

عشق در هرجا ظهوری میکند

بهر اظهار کمال خویشتن

بود عمری مبتلای هجر خویش

تا میسر شد وصال خویشتن

حسن تو بی ما نیارامد دمی

کس چرا خواهد وبال خویشتن

جست بال و پر زما شهباز عشق

خود پرید آخر ببال خویشتن

کرد نقاش ازل نقش ترا

ای اسیری برمثال خویشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و زیبایی و تجربه‌های انسانی است. شاعر ابتدا به زیبایی خود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق، نمایانگر زیبایی و کمال در وجود انسان است. او به هجران و دوری از معشوق اشاره دارد و می‌گوید که این دوری سختی‌های بسیاری به همراه داشته تا اینکه بالاخره وصال به دست آمده است. همچنین اشاره می‌کند که حسن معشوق بدون وجود عاشق قابل لمس نیست و عشق به نوعی آزادی و پرواز را به همراه دارد. در پایان، شاعر به نقش و تصویری که خداوند از انسان در ازل کشیده، اشاره می‌کند و به نوعی به تعامل میان انسان و خالقش تأکید می‌کند.