نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۹ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

الا ای ازمه رویت همه کون و مکان روشن

ز خورشید جمالت گشت منزلگاه جان روشن

الا ای آنکه در خوبی نداری هیچ همتائی

ز حسن روی تو بینم زمین و آسمان روشن

جهان در ظلمت نابود بودی مختفی دایم

گر انوار جمال تو نمی کردی جهان روشن

صفات عالم افروزت ز مرآت جهان پیدا

زعکس پرتو ذاتت همه دور و زمان روشن

بزیر پرده عالم بدیدم شاهد حسنت

بنور عارض زیبا دو چشمم شد چنان روشن

جمال نوربخشت شد زمرآت جهان ظاهر

ز نور روی تو باشد دو عالم جاودان روشن

چوشد از دیده سر اسیری نقش غیرت کم

ترا بینم ترا دانم ز پیدا و نهان روشن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از زیبایی و نورانیت چهره محبوب می‌پردازد. شاعر از روشنایی و درخشندگی عالم به واسطه جمال محبوبش صحبت می‌کند و می‌گوید که وجود این زیبایی باعث روشن شدن همه جا و زمان شده است. او از صفات خوب و جهانی افروز محبوبش و تأثیر آن بر جهان یاد می‌کند و تأکید می‌کند که بدون وجود آن زیبایی، جهان در ظلمت و ناپدیدی به سر می‌برد. شاعر همچنین به قدرت نورانی چهره محبوب و تأثیر آن بر احساسات و بینش خود اشاره می‌کند و اعتراف می‌کند که او در هر حال، چه نمایان باشد و چه نه، همواره او را در ذهن و دل خود می‌بیند.