نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۲ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

طالب حق را بگو هرزه مپو

گر خدا جوئی بیا ما را بجو

دامن رهبر بگیرو راه رو

گر همی خواهی که یابی وصل او

در صراط المستقیم معرفت

هم به امر پیررو ای راه جو

ره نمود ارشاد پیرم عاقبت

در مقاماتی برون از گفت و گو

در پس این پرده رو با ما نمود

آنکه می جستیم عمری کوبکو

در ارادت گر قدم خواهی نهاد

دست از ما و منی اول بشو

در مقام حال کی ره میدهند

تا نگردانی ز قیل و قال رو

عاشقی را چاره صبر آمد ولی

جان مشتاق لقا را صبر کو

ای که میجوئی رفیقی در طریق

هرچه جوئی جز اسیری را مجو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره جستجوی حقیقت و عشق به خداوند است. شاعر از جویندگان حقیقت می‌خواهد که به ریشه‌ها و پیران عالم توجه کنند و از آنها راهنمایی بگیرند. او تأکید می‌کند که برای رسیدن به وصال الهی باید از خودخواهی و Ego فاصله گرفت و بر روی مقام‌ها و حالات معنوی کار کرد. همچنین، او صبر را به عنوان یک ضرورت برای عاشقان معرفی می‌کند و یادآور می‌شود که در مسیر عشق هر چه بی‌خبر از تنهایی و اسیری در جستجوی رفیق باشیم، بهتر است.