نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۳ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون عشق سراسیمه درآمد بمیانه

برد از غم دنیا و ز دینم بکرانه

دلبر چو نقاب از رخ چون ماه برانداخت

دیدم بیقین دانش عقلست فسانه

درهر چه نظر میکنم از روی حقیقت

از پرتو حسن تو در و هست نشانه

شد عرصه آفاق پراز کوکبه عشق

تا شاهد رخسار تو آمد بمیانه

عالم همه پرفتنه و غوغاست که آن یار

از خانه بصحرای جهان گشت روانه

در کسوت اغیار چو بنمود رخ آن یار

ای قصه در آفاق جهان گشت ترانه

بنمود بخود یار جمال رخ خود را

ما و تو اسیری بمیان بود بهانه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ورود عشق و تأثیر آن بر زندگی‌اش می‌گوید. او احساس می‌کند که عشق تمام غم‌ها و مشکلات دنیوی را از او دور کرده و با دیدن محبوبش، عقل و دانش را همچون فسانه‌ای می‌داند. محبت و زیبایی محبوبش در همه جا نمایان است و عشق او در صفحه‌های آسمان و زمین پراکنده شده است. در این حال، شاعر به وجود آشفته و پرهیاهوی دنیا اشاره می‌کند که محبوبش از خانه خارج شده و به سوی دنیای بزرگ‌تر می‌رود. به طور کلی، شعر بیانگر تأثیر عمیق عشق بر جان و جهان شاعر است.