نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۷ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای مهر آسمان ملاحت خوش آمدی

وی ماه برج حسن و لطافت خوش آمدی

عمری در آرزوی لقای تو بوده ایم

ای مظهر وفا و عنایت خوش آمدی

در انتظار دیدن تو دیده شد سفید

ای نور چشم اهل بصارت خوش آمدی

بیماریم ز درد فراقت ز حد گذشت

بیمار هجر را بعیادت خوش آمدی

پرسش گدای را ز شهان رسم کهنه است

از نو برسم کهنه بعادت خوش آمدی

بی تو ولایت دل و جان را صفا نبود

ای روح روح اهل ولایت خوش آمدی

آن یار چون رسید اسیری بیا بگو

کای جان نازنین بسعادت خوش آمدی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به خوشامدگویی به معشوق و محبوب می‌پردازد. شاعر با ابراز محبت و عشق، ورود معشوق را به عنوان مظهر زیبایی، وفا و عنایت، گرامی می‌دارد. او به امید دیدار معشوق سال‌ها انتظار کشیده و اکنون که محبوب آمده، آن را نشانه‌ای از خوشبختی و آرامش می‌داند. شاعر همچنین از درد جدایی و هجران سخن می‌گوید و اشاره به اهمیت معشوق در زندگی و روح انسان‌ها دارد. در نهایت، شاعر از معشوق می‌خواهد که ورودش را به عنوان یک رویداد خوشایند و مهم بپذیرد.