نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۹ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر در بحر عرفان غرقه گردی

بنزد عارفان مردانه مردی

چو پروانه به پیش شمع رویش

اگر جانباز باشی اهل دردی

رسی در ملک وصلش گربرآری

ز درد هجر از دل آه سردی

نشینی در بر معشوق شادان

طریق عاشقی چون در نوردی

برون آری سراز جیب بقایش

بدریای فنا چون غوطه خوردی

ز چشمش فتنه در عالم عیان شد

که در هر گوشه می بینم نبردی

ز گلزار جمال روی یارم

اسیری حسن خوبان هست وردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به فلسفه و تجربه عرفانی اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که اگر کسی در دنیای عرفان غوطه‌ور شود، باید به نوعی مثل یک عارف واقعی از خود عبور کند. او هم‌چون پروانه‌ای که به شمع جذب می‌شود، باید عشق و درد را به جان بخرد. شاعر به معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر کسی درد جدایی را تحمل کند، می‌تواند به وصال و شادی دست یابد. در این مسیر عاشقی، رهایی و غرق شدن در عالم فنا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در نهایت، زیبایی و جذابیت معشوق در همگان مشهود است و همگی در جستجوی کمال و زیبایی زندگی می‌کنند.