شمارهٔ ۴۸۶ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تجلی العشق فی کل المجالی
بوجه جل عن وصف الجمال
نیاید شرح حسنش در عبارت
کجا در قال آید ذوق حالی
درآمد یار در کوی خرابات
قدح در دست و مست و لاابالی
بهر صورت نمود او رخ بطوری
چو ظاهر شد باوصاف کمالی
ز عالم فتنه و آشوب برخاست
چو شاه عشق شد برملک والی
ندارم جز خیال زلف و رویش
کسی مونس در ایام و لیالی
اسیری را بهشیاری چکارست
چو هست او مست جام لایزالی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و بیان میکند که توصیف زیبایی او فراتر از کلمات است. شاعر میگوید که معشوق با حضورش در کوی خرابات، ناز و بیخیالی را به تصویر میکشد و زیباییاش به گونهای است که هر کس نشاط و شور را در وجودش احساس میکند. او به عشق و شور و حالوهوای عاشقانه میپردازد و بیان میکند که در این عشق، تنها تصویری از زلف و چهره معشوق باقی مانده است. در نهایت، نویسنده اشاره میکند که در عالم عشق، حتی در مستی، چیزی جز خیال او و زیباییاش برای عاشق باقی نمانده است.