نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۵ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر زلفین تو پر خم نبودی

نشان کفر در عالم نبودی

گره از جعد گیسو گر گشودی

دل شیدا چنین درهم نبودی

نقاب از حسن رویت گر فتادی

دل عاشق اسیر غم نبودی

وگر مهر رخت تابان نگشتی

دل مجروح را مرهم نبودی

اگر آن غمزه غمازی نکردی

همه شادی بدی ماتم نبودی

جمالش کر بیک رو رو نمودی

بکلی نام کیف و کم نبودی

اسیری گر طلبکاری ازو نیست

به کوی وصل کس محرم نبودی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است و به تاثیرات عمیق آن بر عاشق می‌پردازد. شاعر با بیان اینکه اگر زلف‌های معشوق این‌گونه زیبا نبود، عالم پر از کفر نمی‌بود و دل عاشق در چنین حالتی به درد نمی‌آمد، به قدرت عشق و زیبایی اشاره می‌کند. همچنین، اگر زیبایی چهره او بر چشم‌ها تاب نمی‌انداخت، دل مجروح عاشق چیزی کم نمی‌داشت. شاعر می‌گوید اگر معشوق با غمزه‌های خود ناز نمی‌کرد، شادی و غم به هم نمی‌تنید و زیبایی او باعث می‌شد عشق و حال خوشی وجود نداشته باشد. در نهایت، به این نکته اشاره می‌کند که اگر کسی از عشق او طلبکار نیست، هیچ‌کس در کوی عشق محرم نیست.