نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

وقت نماز ز عشق شنیدم عجب ندا

قد اذن الموئذن حیوا علی الفنا

ای دل بذوق زهر فنا نوش و غم مخور

بعدالفناء قد تجدالعز والبقا

گوید خرد که پر خطر است این طریق عشق

والله لا اخاف من الموت فی الهوی

گر پیش ازین جمال تو پنهان ز خلق بود

الان ذکر حسنک قد شاع فی الوری

کردی بنور خویش منور بصیرتم

حتی رایت وجهک فی کل مااری

مهر رخت ز پرده هر ذره ظاهرست

یا حبذا ظهورک فی صورة الخفی

بنگر جهان بدیده حق بین اسیریا

من نوره تنورت الارض والسما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و جذبه آن سخن می‌گوید و به اهمیت فانی شدن در عشق اشاره می‌کند. او با بیان اینکه هنگام نماز ندا و اذان عشق را شنیده است، دل را به نوشیدن زهر فنا دعوت می‌کند و می‌گوید که بعد از فنا، عزت و بقا را می‌توان یافت. شاعر به خطرات راه عشق اشاره می‌کند، اما می‌گوید که از مرگ در عشق نمی‌ترسد. وی همچنین به زیبایی و نور الهی اشاره کرده و می‌گوید که این نور او را روشن کرده و وجه معشوق را در همه جا مشاهده می‌کند. در نهایت، اشاره به تجلی عشق و زیبایی در آفرینش زمین و آسمان دارد.