شمارهٔ ۵۹ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر زمان نقشی نماید حسن دوست
هر دو عالم جلوه رخسار اوست
مائی ما شد حجاب راه ما
ور نه دایم یار با ما روبروست
در خمارم ساقیا جامی بیار
زان شراب مست کان بی رنگ و بوست
نقش غیر از لوح دل شویم بمی
چون درین کو، راه رندان شست و شوست
دلبر ما در میان جان ماست
جان ز غفلت هر طرف در جست و جوست
در کنشت و مسجد و میخانه ها
از حدیث عشق جانان گفت و گوست
شد اسیری مست و شیدای جهان
چون تجلی کرد حسن روی دوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و حضور دائمی دوست (خدا یا beloved) در قلب و جان انسان است. شاعر بیان میکند که حسن دوست در هر لحظه و هر مکان حاضر است و تنها حجاب، غفلت ماست. او از ساقی میخواهد که جامی بیفزايد تا از شرابی بیرنگ و بو بنوشد، که به عمق معنای عشق اشاره دارد. همچنین، شاعر میگوید که در همه مکانها (کنشت، مسجد، میخانه) صحبت از عشق و جستجوی جانان است. در نهایت، به حالت شیدایی و مستی اشاره دارد که از عشق به وجود میآید.