نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرکس که از جفای غم عشق خایفست

با عاشقان بدین و مذهب مخالفست

در موقف محبت و عشق است لایزال

هر دل که او ز رمز فاحببت واقفست

دانی طواف کعبه وصلت که میکند؟

آن دل که در مدینه عشق تو طایفست

بعدالفنا بملک بقا هرکه راه یافت

معروف وار بر همه اسرار عارفست

آن دل که خواند آیت حسنش زهر ورق

فرقان عشق و مصحف سرمعارفست

عاشق که از امید و ز بیم جهان رهید

امیدوار بر تو و از خویش خایفست

تجرید نیستی چو اسیری براه دوست

گر خود مقاصد دو جهانت موافقست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حال عشق و محبت می‌پردازد و می‌گوید هرکسی که از مشکلات و غم‌های عشق بترسد، نمی‌تواند خود را به جمع عاشقان برساند. عشق و محبت همیشه در جریان است و دل‌های آگاه به آن می‌دانند که عشق واقعی به کجا می‌رسد. دل‌هایی که در عشق به خداوند طواف می‌کنند، به حقیقت و معنای عمیق‌تری از زندگی دست می‌یابند. عاشقانی که از دنیای مادی فاصله گرفته‌اند، به امیدی بزرگ رسیده و از خود غافل شده‌اند. در نهایت، اشاره می‌شود که عدم وجود در عشق به معنای آزادی از قید و بندهای دنیوی است، حتی اگر مقاصد مادی انسان‌ها یکی باشد.