شمارهٔ ۶۰ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عشق توچاره ساز دل بیقرار ماست
درد و غم تو مرهم جان فگارماست
فقر و فناست شیوه رندان جان فشان
در راه عشق هستی و ناموس عارماست
معشوقه باز و رندم و قلاش و پاکباز
جانا بدین عشق تو اینها شعار ماست
تا گشته ایم خاک کف پای عاشقان
در کاینات عشق همه گیر و دار ماست
میخانه تا سپرد بما پیر می فروش
ذرات جرعه نوش می خوشگوار ماست
تا شسته ایم دست دل از کار کاینات
در هر دو کون هر چه تو بینی بکارماست
از جور و از جفای رقیبان اسیریا
غم نیست چون به مهر و وفا یار یار ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و تأثیر آن بر دل بیقرار انسانها اشاره دارد. عشق به عنوان درمانی برای درد و غم معرفی میشود و شرایط دشوار زندگی (فقر و فنا) را در مسیر عشق ضروری میداند. شاعر خود را رند و عاشق میداند و این صفات را به عشقش نسبت میدهد. او به محبت و وفای محبوبش اشاره میکند که در برابر مشکلات و بیرحمی رقبای عشق، او را تسکین میدهد. این عشق را پیوندی عمیق و همگانی در کائنات میداند و در نهایت، به میخانه و لذت زندگی اشاره میکند که در سایه عشق به وجود میآید. در مجموع، شعر بیانگر اهمیت عشق و وفاداری در زندگی انسان است.