نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

وهومعکم زین معیت حق چه خواست

یعنی واجب را ز ممکن جلوه هاست

گر نه حسنش دایما در جلوه است

این نمود و بود عالم از کجاست

از تجلی جمال وحدت است

در حقیقت این که کثرت را بقاست

هستی عالم همه هستی اوست

بی بقای حق جهان عین فناست

هرچه دارد نقش هستی در جهان

سربسر آئینه وجه خداست

حق و باطل آینه یکدیگرند

هر دو در معنی بهم الا ولاست

گر بصورت یار ما شد غیر ما

چون بمعنی بنگری او عین ماست

هر دو با هم همچو موج و بحر دان

ور تو جام و باده گویی هم رواست

کل شی ء هالک دانی چه گفت

ای اسیری دوست بی ما و شماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن زیبای شعر، به بیان رابطه میان حق و وجود کثرت می‌پردازد. شاعر می‌گوید که وجود کثرت تنها جلوه‌ای از تجلی جمال خداوند است و همه موجودات در حقیقت فقط بازتابی از وجود واحد الهی هستند. هر چیز در عالم هستی، به نوعی نشان‌دهنده وجه خداست و بدون وجود حق، جهان به فنا می‌رود. همچنین، حق و باطل به نوعی به هم وابسته‌اند و در عمق معنا به یک حقیقت می‌رسند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که همه چیز در نهایت به خداوند و وجود او برمی‌گردد و جدا از او، هیچ چیز واقعی نیست.