نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون مظهرِ حسنِ تو رخِ ماه رُخانست

میلِ دلِ عاشق به رُخِ ماه رُخانست

چون شاهدِ حُسنت همه‌جا جلوه‌گری کرد

هرکس به جمالِ تو ز جایی نگرانست

بَر جان جهان، ز آتشِ سودای تو داغست

وز مهرِ رُخَت در دلِ هر ذره نشانست

تا دید دلم مهرِ جمالِ تو ز ذرات

زان رو همه دم واله و شیدای جهانست

از عربدهٔ غمزه‌ات ای شاهدِ رعنا

در کوی خرابات عجب شور و فغانست

از جامِ تجلیِ الهی همه مستند

گر سالکِ اطوار و اگر پیرِ مُغانست

«مایی و تویی» بود حجاب رُخِ جانان

ورنه ز همه کون و مکان یار عیانست

تا مستِ میِ عشق تو گشتند دل و جان

این بیخود و دیوانه، وآن جامه درانست

کو عاشق دیوانه ترا همچو «اسیری»

در عشقِ تو او نادرهٔ دور و زمانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید. شاعر به توصیف عشق و شیدایی ناشی از دیدار معشوق پرداخته و بیان می‌کند که هر کس تحت تأثیر جذابیت او قرار می‌گیرد. آتش عشق او در دل جهان شعله‌ور است و هر ذره‌ای از عشق او در دل دارد. شاعر همچنین به تأثیر غمزه‌های معشوق اشاره کرده و به شور و هیجان ایجاد شده در جامعه می‌پردازد. در نهایت، عشق و حال مستی ناشی از این زیبایی را توصیف می‌کند و به عشق دیوانه‌وار و نادره‌ای که در زمانه‌ی خود وجود دارد، اشاره دارد.