شمارهٔ ۹۳ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای جمله جهان شیفته حسن و جمالت
جان و دل عشاق اسیر خط و خالت
از بهر تراش دل و دین تاختن آرد
در مملکت جان همه دم خیل خیالت
ما را ز خمار غم هجران خبری نیست
چون مست مدامم ز می جام وصالت
بگرفت جمال تو بدعوی همه آفاق
در حسن و ملاحت بجهان نیست مثالت
در کشتن عشاق نمایی ید بیضا
خون همه گویی که بفتوی است حلالت
دادند بهر کس ز ازل قسمت و بخشی
زان روز دلم را غم عشق است حوالت
چون شاهد حسن تو ز رخ پرده برانداخت
شد محو فنا جان اسیری ز جمالت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت بینظیر محبوب است. شاعر به وصف عشق و شیدایی خود نسبت به محبوب میپردازد و میگوید که همه چیز در جهان به خاطر زیبایی او دلبسته است. عشق او چنان عمیق است که از غم جدایی بیخبر است و هر لحظه در حالت مستی و شادی به سر میبرد. شاعر همچنین اشاره میکند که در میان زیباییهای موجود در جهان، کسی چون محبوب او وجود ندارد. در نهایت، او میگوید که عشقش از روزگار آغازین در دل او بوده و با دیدن محبوب، به کلی جذب جمال او شده است.