نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در حسن چون رخت بجهان آفتاب نیست

از انفعال روی تو در ماه تاب نیست

بر عارض تو پرده اگر هست حسن تست

جز جلوه های حسن برویت نقاب نیست

مفتی علوم حال ز قلب سلیم جو

اسرار عشق در ورق و در کتاب نیست

واعظ حدیث جنت و دوزخ مگو بما

عشاق را خبر ز نعیم و عذاب نیست

داغی است بر دل همه عالم ز سوز عشق

کو دل کز آتش غم عشقت کباب نیست

ای محتسب بدان که مرا مستی از کجاست

از چشم اوست مستی من از شراب نیست

رندان بسی شراب وصالش اسیریا

نوشیده اند کس چو تو مست خراب نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار به زیبایی و جذابیت عاشقانه اشاره شده است. شاعر بیان می‌کند که زیبایی‌های دنیا در برابر زیبایی محبوبش هیچ‌چیز نیست. او می‌گوید که عشق حقیقی را نمی‌توان در کتاب‌ها و علم‌ها یافت و هیچ واعظی نمی‌تواند احساسات واقعی عاشقان را درک کند. همچنین، شاعر به درد و سوز دل عاشقان اشاره می‌کند و می‌گوید که مستی او ناشی از عشق است، نه از شراب. در واقع، عشق حقیقی تجربه‌ای است که تنها عاشقان واقعی قادر به درک آن هستند.