بیان وادی حیرت — منطقالطیر عطار
فهرست شعرها
- بیان وادی حیرت — بعد ازین وادی حیرت آیدت
- حکایت دختر پادشاه که بر غلامی شیفته شد و تحیر غلام پس از وصل در عالم بیخبری — «خسروی کافاق در فرمانش بود
- نومریدی که پیر خود را به خواب دید — نو مریدی بود دل چون آفتاب
- مادری که بر خاک دختر میگریست — مادری بر خاک دختر میگریست
- حکایت شیخ نصر آباد که پس از چهل حج طواف آتشگاه گبران میکرد — شیخ نصرآباد را بگرفت درد
- گفتار یک صوفی با مردی که کلیدش را گم کرده بود — صوفیی میرفت، آوازی شنید