نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۱۴ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چند جویی در جهان یاری ز کس

یک کست در هر دو عالم یار بس

تو چو طاوسی بدین ره در خرام

کاندرین ره کم نیایی از مگس

مرد باش و هر دو عالم ده طلاق

پای در نه زانکه داری دست رس

گر برآری یک نفس بی عشق او

از تو با حضرت بنالد آن نفس

هر نفس سرمایهٔ صد دولت است

تا کی اندر یک نفس چندین هوس

سرنگونساری تو از حرص توست

باز کش آخر عنان را باز پس

تا ز دانگی دوست تر داری دودانگ

نیستی تو این سخن را هیچ کس

گر گهر خواهی به دریا شو فرو

بر سر دریا چه گردی همچو خس

بر در او گر نداری حرمتی

چون توانی رفت راه پر عسس

چون تو ای عطار حرمت یافتی

بر سر افلاک تازانی فرس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامینی چون عشق، حرص و دوری از دنیا می‌پردازد. شاعر تاکید می‌کند که در دنیای پر از خواسته‌ها و هوس‌ها، انسان باید از عشق و محبت واقعی غافل نشود. او به خواننده توصیه می‌کند که مانند طاووس در مسیر زندگی نرود و در دام امور دنیوی نیفتد. همچنین، از اهمیت نفس و عشق به دوست در زندگی می‌گوید و اشاره می‌کند که هر نفس ارزشمند است و نباید به هوس‌های زودگذر پرداخته شود. در نهایت، شاعر به حرمت و مقام واقعی انسان اشاره می‌کند و یادآوری می‌کند که باید به بالاترین مقام معنوی دست یابد.