نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۸۷ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

باده ناخورده مست آمده‌ایم

عاشق و می پرست آمده‌ایم

ساقیا خیز و جام در ده زود

که نه بهر نشست آمده‌ایم

خیز تا از خودی برون آییم

که به خود پای بست آمده‌ایم

چون شکستی نبود جانان را

ما ز بهر شکست آمده‌ایم

در جهانی که مست هشیار است

هوشیاران مست آمده‌ایم

ناقصان بلی خویشتنیم

کاملان الست آمده‌ایم

هستی و نیستی ما بنماند

ما مگر نیست هست آمده‌ایم

ما چنین خوار نیستیم الحق

که به عمری به دست آمده‌ایم

همچو عطار در محیط وجود

به عنایت به شست آمده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی همچون عشق، مستی، و وجود انسان اشاره دارد. شاعر می‌گوید که ما به مقصدی آمده‌ایم که تشنه عشق و معرفت هستیم و برای گسستن از خود و دستیابی به حقیقت آمده‌ایم. او از ساقی می‌خواهد که زودتر جام را بدهد، چرا که ما در جستجوی معنای عمیق‌تری هستیم. همچنین اشاره می‌کند که در جهانی که مست‌های هوشیار وجود دارند، ما نیز به شکل ناقص آمده‌ایم، ولی در تلاش برای کمال و فهم هستیم. نهایتاً، او به این نکته می‌رسد که هستی و نیستی ما فراتر از خودمان است و به دنبال حقیقتی بالاتر هستیم.