غزل شمارهٔ ۶۱۵ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
بر هرچه که دل نهاده باشیم
در مشرکی اوفتاده باشیم
گر بر کامی سوار گردیم
حالی ز دو خر پیاده باشیم
صد عمر اگر به سر باستیم
داد نفسی نداده باشیم
مستی و غرور سخت کاری است
غم نیست که مست باده باشیم
زان پیش که سر نماند آن به
کین باد ز سر نهاده باشیم
هرگه که ز زاد و بوم رستیم
بینی که ز مرد زاده باشیم
چون سایه در آفتاب روشن
در پیش خود ایستاده باشیم
آن به که درین قفس چو عطار
از هستی خویش ساده باشیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ما یادآوری میکند که اگر به چیزهای دنیوی دل ببندیم، ممکن است دچار گمراهی شویم. حتی اگر بر موفقیتها سوار شویم، اما در درون خود احساس ناکامی کنیم، هیچ فایدهای ندارد. شاعر به خطرات مستی و غرور اشاره میکند و میگوید که بهتر است قبل از آنکه عمر ما به پایان برسد، از خودخواهی و دلبستگی به دنیا دوری کنیم. در نهایت، شاعر پیشنهاد میکند که باید ساده و بیتکلف زندگی کنیم، مانند عطار که در قفس وجود خود سادهدل بود.