غزل شمارهٔ ۷۰۷ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
صد قلزم سیماب بین بر طارم زر ریخته
صد صحن مروارید بین بر بحر اخضر ریخته
مه رخ نموده از سمک ماهی شده مه را شبک
هر دم شترمرغ فلک از سینه اخگر ریخته
نقش از میان اختران بگریخته چون دلبران
بگسسته عقد دختران وز عقد گوهر ریخته
صبح آمده با جام جم چون شیر با زرین علم
در حلق صبح مشک دم صد بیضه عنبر ریخته
مطرب ز بانگ ارغنون کرده حریفان را زبون
ساقی ز جام لالهگون خون معطر ریخته
چون گل بتان سیمبر بر کف نهاده جام زر
هر دم ز لعل چون شکر صد نقل دیگر ریخته
سیمینبران بسته میان می کرده در جام کیان
پسته گشاده ساقیان وز پسته شکر ریخته
هر سیمتن از تف می، رقاص گشته زیر خوی
می مرغ جان را زیر پی، هم بال و هم پر ریخته
عطار با مستانِ خوَش، صافیدل است و دُردکَش
وز خاطرِ خورشیدوش آبِ زرِ تر ریخته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف زیباییهای طبیعت و میگساری میپردازد. شاعر از تصاویری مانند دریاهای مروارید، صبح با جام زرین، و گلهای زیبا برای توصیف حال و هوای دلنشین میگوید. او به ملاقات با معشوق میپردازد و رقاصی زیر سایه مینوشی را به تصویر میکشد. همچنین از نغمههای موسیقی و شراب خوشبو سخن میگوید که همگان را مسحور کرده و دلها را شاداب میکند. در نهایت، احساس خوشی و شادی به وضوح در اشعار نمایان است و در کنار زیباییهای طبیعی، حال و هوای مستانه را توصیف میکند.