نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۳۱ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ای روی تو زهر سو رویی دگر نموده

لطف تو از کفی گل گنجی گهر نموده

دریای در عشقت در اصل لطف پاک است

اما نخست هیبت چندین خطر نموده

در قرن‌ها فلک‌ها در راه تو شب و روز

از سر به پای رفته وز پای سر نموده

طاوس چرخ پیشت پروانه‌وار رفته

وز نور شمع رویت بی بال و پر نموده

از درگه تو نوری بر جان و دل فتاده

وز دل به چشم رفته نور بصر نموده

تو آمده به قدرت و قدرت به فعل پیدا

فعلت به گشت گشته چندین صور نموده

ناگه به دست قدرت بنموده یک اشارت

این یک اشارت تو چندین اثر نموده

چون در دو کون کس را چشم یگانگی نیست

زان صد هزار حیرت اندر نظر نموده

عطار کز جهانش جانی است عاشق تو

از بحر سینه هر دم دری دگر نموده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و لطف معشوق اشاره می‌کند و او را منبع نور و عشق می‌داند. معشوق به گونه‌ای است که قدرت و جذبه‌اش در جهان تأثیرات بسیاری دارد و هر کسی در عشق او دچار حیرت می‌شود. شاعر از دنیای عشق و جست‌وجوی معشوق سخن می‌گوید و عشق را به دریایی عمیق تشبیه می‌کند که می‌تواند یکی را در خود غرق کند. در نهایت، شاعر به عشق و اشتیاق عطار (شاعر بزرگ ایرانی) اشاره می‌کند که همه ی هستی‌اش را فدای عشق کرده است.