بخش ۴۷ - عقد اخوت مصطفی با مرتضی عطار
عطار نیشابوری / مظهرالعجایب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گفت روزی مصطفی اصحاب را
عقد میفرمود با هم در اخا
گفت او با یکدگر یاری کنید
خود بهم عهد و وفاداری کنید
چون شوم من یارتان حق یار شد
از بدیهای شما بیزار شد
گفت ای صدّیق هستی یار من
در مغاره بوده یار غار من
گفت با فاروق کی چست آمده
در طریق شرع من رست آمده
هر دو را با یکدگر بیعت بداد
پس برادر کردشان و عهد داد
پس بذوالنورین گفت ای یار ما
کاتب وحی منی پیشم بیا
پس بعبدالله او را عقد داد
جمله را با یکدگر دادی وداد
دو بدو با یکدگرشان عقد داد
میشدند از صحبت هم جمله شاد
جملهٔ اصحاب کردندی خروش
بود اندر گوشهای حیدر خموش
گفت با او مصطفی گو حال گو
خود چنین ساکت چرائی ای نکو
گفت ما را یا نبیّ المرسلین
تا بکی تنها گذاری این چنین
جملگی گشتند با هم همنشین
من شده در گوشهای تنها چنین
گفت ای نورولایت درنهان
جبرئیل آمد بگفتا کن چنان
بعد از آن گفت ای تو محبوب الاه
بند خود عقد اخوّت را بشاه
ز آنکه حق این عقد را در عرش بست
ای سر هر سروری پیش تو پست
جملهٔ کرّوبیان حاضر بدند
ماه و خورشید اندر آن ناظر بدند
حوریان خود جمله جان افشان شدند
در رخ این هر دو شه حیران شدند
حق تعالی بیعت ما بسته است
تو نپنداری که این خود رسته است
پس نبی دست علی را چون گرفت
صیغهٔ عقد اخوت را بگفت
بعد از آن گفتا که شو فارغ ز غم
ما چو موسائیم و چون هارون بهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
روزی پیامبر مصطفی (ص) به اصحابش دستور داد که با یکدیگر برادر شوند و عهد و وفاداری ببندند. او به آنها گفت که اگر به من یاری کنید، من هم یارتان میشوم و از بدیهای شما بیزار میشوم. در این میان، صدیق و فاروق به عنوان یاران پیامبر معرفی شدند و با یکدیگر بیعت کردند. سپس پیامبر از علی (ع) خواست که به جمع یاران برود، اما علی در گوشهای خاموش بود. پیامبر از او خواست که چرا ساکت است و علی پاسخ داد که احساس تنهایی میکند. سپس جبرئیل به پیامبر خبر داد که خداوند این عقد اخوت را در عرش بسته است و برکت آن را تأیید کرده است. در نهایت پیامبر دست علی (ع) را گرفت و پیوند برادری را اعلام کرد و به او گفت که از غمها فارغ باشد، چون آنها مانند موسی و هارون با هم هستند.