شمارهٔ ۵۷ عطار
عطار نیشابوری / باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دل در سر درد شد به درمان نرسید
جان در سر دل شد و به جانان نرسید
خوش خوش برسید عمرم ازگفت و شنود
وین قصّهٔ درد ما به پایان نرسید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات از شاعری روایتگر درد و رنج عاشقانه هستند. شاعر میگوید که دلش به شدت به درد آمده ولی درمانی نیافته و جانش نیز برای وصال جانان تلاش میکند، اما به او نمیرسد. او از زندگی و انجام گفتوگوهای مختلف خرسند است، اما معضل و درد عاشقیش همچنان ادامه دارد و به سرانجامی نمیرسد.