شمارهٔ ۶۸ عطار
عطار نیشابوری / باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
آن شد که دلم را غمِ جانانی بود
دل خون شد و یاوه گشت اگر جانی بود
هر دم که زدم ز عمر تاوانی بود
آن نیز فرو گذشت و درمانی بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت شاعر از عواطف عمیق و غمهای درونیش سخن میگوید. او بیان میکند که دلش به خاطر فراق معشوق غمگین و پر از درد شده است. همچنین اشاره میکند که هر لحظه که از عمرش میگذرد، باید بها و عذابی را پرداخته، اما با این حال احساس میکند که این درد نیز روزی تسکین خواهد یافت.