نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ عطار

عطار نیشابوری / باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

جان را چو ز رفتن تو آگاهی شد

دل در سر نالهٔ سحرگاهی شد

کو آن همه دولت تو ای گنج زمین

کی دانستی که اینچنین خواهی شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت به جدایی و عواطف ناشی از آن اشاره می‌کند. او از رفتن معشوق آگاه شده و دلش در سحرگاه پر از ناله و غم است. او به یاد ثروت و خوشبختی‌های معشوقش می‌افتد و می‌پرسد که چرا او نمی‌دانست که این چنین به این وضعیت خواهد رسید. این شعر به درد و حسرت ناشی از دوری می‌پردازد.