شمارهٔ ۳۲ عطار
عطار نیشابوری / باب بیست و ششم: در صفت گریستن / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
زان روی که در روی تو چشمم نگریست
از گریهٔ من مردم چشمم بنزیست
جان بر سر آتش است و دل بر سر آب
از بس که دلم بسوخت و چشمم بگریست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و درد جدایی است. گویا شاعر وقتی به معشوق خود مینگرد، چشمانش پر از اشک میشود و از شدت احساساتش جانش در حال سوختن است. او از رنجی که بر دل دارد و بغضی که در چشمانش نشسته، سخن میگوید. به طور کلی، شعر توصیف کننده یکی از زیباترین و در عین حال عذابآورترین احساسات انسانی است.