باب بیست و ششم: در صفت گریستن — مختارنامه عطار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۸ — گر جان گویم جای خرابش بنماند
- شمارهٔ ۶ — این شیوه مصیبت که مرا اکنون است
- شمارهٔ ۷ — گر دل بشناختی که من کیستمی
- شمارهٔ ۱ — چون جان دلم ز سیر،چون برق شدند
- شمارهٔ ۵ — شب نیست که خون از دل غمناک نریخت
- شمارهٔ ۲ — در عشق مرا چه کار با پردهٔ راز
- شمارهٔ ۳ — دریای دلم گرچه بسی میآشفت
- شمارهٔ ۴ — خون دل من که هر دم افزون گردد
- شمارهٔ ۱۱ — هر چند که پشت و روی دارم کاری
- شمارهٔ ۱۲ — گفتم ای چشم خواب میباید برد
- شمارهٔ ۱۰ — چون دریائی کنار من از جا خاست
- شمارهٔ ۱۳ — آن دل که نشان غمگساری میجست
- شمارهٔ ۱۴ — ای دل هر دم دست به خون نتوان برد
- شمارهٔ ۹ — هر شب چو غمی ز چشم من خون ریزد
- شمارهٔ ۱۶ — هر سیل که از خون جگر خواهد خاست
- شمارهٔ ۱۵ — ای دل ز هوای عشق کیفر میبر
- شمارهٔ ۲۰ — از شرم رخت سرخی گل میبشود
- شمارهٔ ۲۴ — تا جان دارم حلقِ من و خنجر تو
- شمارهٔ ۲۲ — تا کی ریزم ز چشمِ خون پالا اشک
- شمارهٔ ۲۳ — چون دردِ دلم تو میپسندی بسیار
- شمارهٔ ۱۹ — گفتم:دل من که خانهٔ جان اینست
- شمارهٔ ۲۱ — ای عشق توأم در تک و تاب افکنده
- شمارهٔ ۱۷ — خونی که مرا در دل و جان اکنون هست
- شمارهٔ ۱۸ — یک همنفسی کو که برو گریم من
- شمارهٔ ۲۵ — ای از رخ چون گلت گلابِ دیده
- شمارهٔ ۳۲ — زان روی که در روی تو چشمم نگریست
- شمارهٔ ۳۱ — بس سیل که خاست هر نفس چشمم را
- شمارهٔ ۳۰ — تا کی ز تو روی بر زمین باید داشت
- شمارهٔ ۲۹ — چون شمع، ز بس سوز، خور و خوابم شد
- شمارهٔ ۲۶ — چون چشم به یارِ سیم تن میافتد
- شمارهٔ ۲۷ — تن خاک نشین چشم یار آمده گیر
- شمارهٔ ۲۸ — جانا!غم تو با تن چون مویم داشت
- شمارهٔ ۳۴ — چون ایندل غم کشم وطن در خون دید
- شمارهٔ ۳۵ — روزی که دل شکسته پیش تو کشم
- شمارهٔ ۳۳ — آن ماه، مرا چو خاک در کوی افکند
- شمارهٔ ۳۸ — شبرنگ خطت که رام افسونم بود
- شمارهٔ ۳۶ — با دل گفتم بسی زیان میبینم
- شمارهٔ ۳۷ — از گریهٔ خود بسی نکویی دارم
- شمارهٔ ۳۹ — از رشک تو، کاغذین کنم پیراهن
- شمارهٔ ۴۰ — چون هر مویم نوحه گر آید بی تو
- شمارهٔ ۴۲ — اول دل من، عشق رخت در جان داشت
- شمارهٔ ۴۶ — گرچه غمم از گریستن بیرونست
- شمارهٔ ۴۵ — آن دل که دمی بی تو سر جانش نبود
- شمارهٔ ۴۱ — دل را که شد از یک نظر دیده خراب
- شمارهٔ ۴۷ — چون با غم تو دل مرا تاب نماند
- شمارهٔ ۴۴ — خونی که من از دیده به در میریزم
- شمارهٔ ۴۳ — گر دل نه چنین عاشق شیدا بودی