نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ عطار

عطار نیشابوری / باب بیست و ششم: در صفت گریستن / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

آن ماه، مرا چو خاک در کوی افکند

و اندر طلب خودم به هر سوی افکند

زان است هزار قطره خون بر رویم

کان روز که رفت چشم بر روی افکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر از تجربه دردناک عشق و دلتنگی صحبت می‌کند. او احساس می‌کند که معشوقش او را رها کرده و مانند خاک در خیابان‌ها رها شده است. این جدایی باعث شده که هزاران قطره خون بر صورتش بریزد، اشاره به عذاب و رنجی دارد که از دیدن معشوقش دوری می‌کشد. در نتیجه، شاعر در جستجوی خود به هر سو می‌افتد و غم جدایی او را آزار می‌دهد.