شمارهٔ ۴۵ عطار
عطار نیشابوری / باب بیست و ششم: در صفت گریستن / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
آن دل که دمی بی تو سر جانش نبود
جان در سر تو کرد و پشیمانش نبود
در ماتم درد تو بسی خون بگریست
هم درد تواش بکشت و درمانش نبود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق عمیق و درد ناشی از جدایی از معشوق است. شاعر به علاقه و وابستگی شدید خود به معشوق اشاره میکند و میگوید که دلش حتی لحظهای بدون او آرامش ندارد. همچنین، او در ماتم معشوقش بسیار گریسته و هیچ درمانی برای دردش وجود ندارد. عشق و درد او به اندازهای عمیق است که به قول شاعر، هم دردش او را به کشتن میدهد و هم درمانی برای آن نمییابد.