شمارهٔ ۴۷ عطار
عطار نیشابوری / باب بیست و ششم: در صفت گریستن / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
چون با غم تو دل مرا تاب نماند
در دیدهٔ خون فشان من خواب نماند
ای ساقی دُردِ دَرد برجانم ریز
تا خون گریم که در جگر آب نماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از غم و درد شدید ناشی از جدایی صحبت میکند. او به ساقی میگوید که دردش را به جانش بریزد و به نوعی خواهان تسکین است. به دلیل این غم، او نه تنها خوابش را از دست داده، بلکه دلش نیز تاب و تحمل ندارد و به شدت دچار اندوه و گریه است. در نهایت، این وضعیت به حدی است که احساس میکند درونش دچار عطش و خشکی شده و هیچ آرامشی ندارد.