شمارهٔ ۱۲ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
در پیش رخ تو آفتاب افسانهست
در جنبِ لبت جام شراب افسانهست
چون گل بشکفت و رونقِ روی تو دید
از شرمِ تو آب شد، گلاب افسانهست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها، شاعر زیبایی و جذابیت معشوق را با استفاده از تصاویری شاعرانه توصیف میکند. او آفتاب را به چهره معشوق تشبیه میکند و لذت نوشیدن شراب را در کنار لبهای او میبیند. همچنین، وقتی گل به زیبایی چهرهاش نگاه میکند، از شرم آن beauty آب میشود که این هم به نوعی افسانهای و جادویی جلوه میکند. به عبارتی، زیبایی معشوق به حدی است که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد و تبدیل به یک داستان افسانهای میشود.