رباعی شمارهٔ ۱۳ شیخ بهایی
شیخ بهایی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
فرخنده شبی بود که آن دلبر مست
آمد ز پی غارت دل، تیغ به دست
غارت زدهام دید و خجل گشت، دمی
با من ز پی رفع خجالت بنشست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از شب زیبایی صحبت میکند که محبوبش با تیغی در دست به سراغ او میآید تا دلش را غارت کند. اما وقتی محبوب متوجه میشود که شاعر دلش را ربوده، خجالت میکشد و برای رفع این خجالت با او مینشیند.