شمارهٔ ۱۰۰ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چه سان از رخ دهم نسبت به ماهت
توهستی گل چرا خوانم گیاهت
به عالم چون تو نبود خوبرویی
خدا از چشم بد دارد نگاهت
توشاه کشور حسنی و باشد
صف برگشته مژگانت سپاهت
اگر سروی چه می باشد قبایت
وگر ماهی چه می باشد کلاهت
سیه کردند آخر روزما را
خط وخال و دوچشمان سیاهت
مرانم بی گناه از در گنه نیست
اگر گویی که این باشد گناهت
غبار راه او کحل البصر شد
بلند اقبال تا شدخاک راهت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جاذبه معشوق اشاره دارد. شاعر از چهره جذاب و دلربای محبوب خود سخن میگوید و به ویژگیهای او نظیر چشمهای سیاه و مژگان بلندش اشاره میکند. شاعر همچنین به این موضوع میپردازد که هیچ زیبایی در عالم به اندازه محبوب او نیست و به تعبیر عاشقانهای از ویژگیهایی مثل قامت و زیبایی او میپردازد. در نهایت، شاعر ابراز میکند که اگرچه خود را بیگناه میداند، عشق به او شاید خطایی باشد که جز زیبایی او نمیتواند آن را توضیح دهد.