نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۰ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

چه خوردی که گشتی چنین ارغوان رخ

بگوتا کنیم ارغوانی از آن رخ

چو قد و رخت سرو ومه بود بودی

گر این را چنین زلف و آنرا چنان رخ

شفق لاله گون گشته از عکس رویت

مگر دوش کردی سوی آسمان رخ

شود باغ خرم تر از نوبهاران

به باغ ار گشانی به فصل خزان رخ

ز دیدار خود تا دهی قوت جان ها

چو یوسف نشان ده به پیر وجوان رخ

به شطرنج عشق تو شه مات گردد

برش باز کن از پی امتحان رخ

کنی دلبری چون پری زآنکه هر دم

بری هی دل از ما کنی هی نهان رخ

شد اقبال اوهمچو من از بلندی

تورا هر که سائیده بر آستان رخ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزلی در وصف زیبایی و جاذبه چهره محبوب بیان شده است. شاعر از شگفتی‌های ظاهری و باطنی او می‌گوید و به تناسبات بین زیبایی‌های طبیعی و انسانی اشاره می‌کند. او از زیبایی‌های چهره محبوب و اثراتی که بر دیگران می‌گذارد سخن می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که عشق و دلبری محبوب، دیگران را تحت تاثیر قرار می‌دهد. همچنین، شاعر به قدرت و تاثیرات عشقی که از دیدار محبوب ناشی می‌شود، اشاره کرده و از بازی شطرنج عشق و چالش‌های آن نیز یاد می‌کند. در نهایت، زیبایی و جاذبه محبوب در زندگی دیگران به وضوح روشن است و آن‌ها را به درک عمیق‌تری از عشق و زیبایی دعوت می‌کند.