نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو لاله دل ز داغم لکه دارد

بت من چون هوای مکه دارد

رخش از بوسه ام گر پر کلف شد

به رخ ماه فلک هم لکه دارد

منقش شد رخم از اشک چشمم

به مانند زری کوسکه دارد

به عمرم در سراغ یار و غافل

که دائم در دل من دکه دارد

نصیحت گوی را باما چکار است

زما ناید علاج ار حکه دارد

دوبینی از بلنداقبال دوراست

که دل با نازنینی یکه دارد

از آن روگشته هجر یار مهلک

که میزان حروف عکه دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و غم ناشی از جدایی از معشوق صحبت می‌کند. او به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و چهره خود را که به خاطر اشک‌ها و عواطفش زخم‌دار شده به تصویر می‌کشد. شاعر به تعبیر اینکه معشوقش مانند مکه مقدس است، تأکید می‌کند که دلش به شدت دلتنگ اوست. همچنین، او به نصیحت‌ها و توصیه‌های دیگران توجهی ندارد، زیرا احساس می‌کند که هیچ درمانی برای دردش موثر نیست. در پایان، شاعر از هجران و جدایی به عنوان عاملی مهلک یاد می‌کند و حالتی پر از اندوه و حسرت را تجربه می‌کند.