نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نه ماهی چورویت زخط هاله دارد

نه قندی چولعل تو بنگاله دارد

که از رنگ ورویت خبر داده اورا

که داغی ز عشقت به دل لاله دارد

نه همسایگان خواب دارند ونه من

دلم هر شب از غم ز بس ناله دارد

به ساقی بگو درددل را که درکف

دوای غم و درد صد ساله دارد

بلند است اقبال آن کس که دلبر

ز عشق خود اوچو من واله دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عواطف عمیق عاشقانه و غم ناشی از دوری محبوب است. شاعر به توصیف زیبایی‌های محبوب و درد دل خود می‌پردازد و می‌گوید که هیچ چیز نمی‌تواند احساسات او را به درستی منتقل کند. دلش پر از ناله و غم است و خطاب به ساقی (نماد عشق و نشئگی) می‌خواهد دلشکستگی‌هایش را درک کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که خوشبختی واقعی در عشق و علاقه به محبوب نهفته است.