شمارهٔ ۱۳۴ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
درخواب بسی آن پری آزارمرا کرد
بخت بد من آه که بیدار مرا کرد
گفتم که دلم هست بسی طالب دیدار
بنمود رخ وصورت دیوار مرا کرد
آسیمه سر ازچهره چون نار مرا ساخت
آشفته دل از طره طرار مرا کرد
دین و دل وهوش وخرد از دست مرا برد
از یک نگه آسوده زهر چار مرا کرد
گلقند از آن لعل شکر بار مرا داد
ز آن نرگس بیمار چو بیمار مرا کرد
این می ز کجا بودکه ساقی به یکی جام
برد از سر من مستی و هشیار مرا کرد
فرموده مگر خواجه قبولم به غلامی
کامروز همی جانب بازار مرا کرد
آزار مکن بر دلم ای ترک دل آزار
کز جان وجهان جور تو بیزار مرا کرد
الحمد چه اقبال بلندی است که دارم
منصور صفت عشق تو بردار مرا کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق است. شاعر در خواب به زیبایی محبوبش میاندیشد اما با بیداری از شیرینی خواب به واقعیت ناگوار عشق خود میرسد. او به شدت مشتاق دیدار محبوبش است و زیبایی او او را دچار آشفتگی و اضطراب میکند. شاعر اشاره میکند که عشق و دل و عقلش همه تحت تاثیر یک نگاه محبوب قرار گرفته و احساس میکند که دچار زهر عشق شده است. در نهایت، او از محبوبش میخواهد که دیگر او را آزار ندهد، زیرا تحمل درد عشق برایش غیرقابل تحمل است. در انتها، شاعر از لطف و برکت عشق محبوبش سپاسگزاری میکند.